دومینوی سقوط
يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است. (امام خامنه ای)
کتاب «سیاست و اطلاعات (مطالعه موردی ایالات متحده امریکا)» در واقع پژوهشی در مورد نقش و جایگاه نهادهای اطلاعاتی در نظامهای سیاسی است. این کتاب به دنبال ارائه شناختی کوتاه از مفهوم اطلاعات و رابطه آن با سیاست و کارکردهای این ابزار در نظامهای سیاسی است. این کتاب همچنین در صدد است تا رابطه میان دو متغیر سیاست و اطلاعات را از طریق مطالعه موردی وضعیت جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا تبیین کند. در این پژوهش نشان داده میشود که فرایندهای سیاسی جامعه آمریکا، از استلزامات حرفهای نهادهای اطلاعاتی در سرنوشت این نهادها موثرترند.
فرضیه اصلی این پژوهش این است که «اطلاعات، متغیری وابسته به سیاست است». این کتاب در صدد توضیح این مطلب است که اطلاعات متغیری سیاست محور و همواره به هدایت سیاست نیازمند است و بدون وجود دستور کاری سیاسی، اهداف خود را تشخیص نمیدهد. نویسنده این کتاب معتقد است که چشم اندازها و اهداف اطلاعات ( در ابعاد مختلف ماموریتی و ساختاری) عمیقا تحت تاثیر سیاست و تحولات آن قرار دارد.
در این کتاب سعی شده است جامعه اطلاعاتی آمریکا و تحولات آن بعد از 11 سپتامبر مورد بررسی قرار گیرد و هدف آن، ضمن ارائه شناخت از علل تحولات جامعه اطلاعاتی، استراتژیهای اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی ایالات متحده، وضعیت فعلی جامعه اطلاعاتی آن کشور و تحولات ایجاد شده در آن از سال 2000 تا 2007، بررسی فرضیه کلان پژوهش در خصوص رابطه سیاست و اطلاعات با مطالعه موردی ایالات متحده آمریکا است
این کتاب در هشت فصل تدوین شده که عناوین فصول این کتاب عبارتند از:
فصل اول: کارکردهای سازمان اطلاعاتی در نظام سیاسی
فصل دوم: مروری بر تاریخچه و روند تکامل جامعه اطلاعاتی آمریکا
فصل سوم: دگرگونی در نظام بین الملل و تاثیر آن بر سیاستهای اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا
فصل چهارم: نومحافظه کاران و سیاست امنیتی – اطلاعاتی ایالات متحده
فصل پنجم: حادثه 11 سپتامبر
فصل ششم: تحول سیاستها، قوانین و استراتژیهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا پس از 11 سپتامبر
فصل هفتم: تحولات ساختاری جامعه اطلاعاتی آمریکا بعد از 11 سپتامبر
فصل هشتم: نگاهی به جامعه اطلاعاتی جدید ایالات متحده آمریکا
کلمات کلیدی این کتاب عبارتند از: امنیت ملی - ایالات متحده، سازمان اطلاعاتی - ایالات متحده و این کتاب به همت مهدی میرمحمدی، منیره اذری، عبدالمحمود محمدی لرد به رشته تحریر در آمده است. این کتاب را موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران در 333 صفحه و به قیمت 55000 به بازار عرضه کرده است.
این کتاب در آذرماه 1387 به چاپ رسیده و چاپ دوم آن در مهر 1388 منتشر شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان علمی، سرمایه گذاری در عرصه «علم و فناوری و نخبه پروری» را از اولویتهای اساسی برنامه ریزی توسعه مطلوب خواندند و تشکیل چرخه کامل و بهم پیوسته انواع دانش های مورد نیاز کشور را امری ضروری و زمینه ساز تحرک و پیشرفت پایان ناپذیر در همه رشته های علمی دانستند.
در این دیدار که صبح امروز برگزار شد ایشان، در نگاهی راهبردی، علم را تکیه گاه اصلی روند اقتدار مادی و معنوی کشور برشمردند و خاطرنشان کردند: جبران عقب ماندگی مزمن، تاریخی و تحمیلی کشو� � در زمینه های علمی، نیازمند تلاش جدی و دوندگی بی وقفه هر ایرانی با شرف و همه مسئولان، نخبگان، دانشجویان و استادان است.
حضرت آیت الله خامنه ای، موفقیتهای درخشان علمی در ده سال اخیر را، نشان دهنده استعداد جوشان جوانان و باعث افزایش امیدواری به آینده دانستند و افزودند: باید امیدوارانه و بدون از دست دادن حتی یک لحظه، به تواناییهای خود تکیه کنیم و با جدیت و صمیمیت، به روند علمی کشور، شتاب دهیم.
رهبر انقلاب اسلامی، با یادآوری افتخار ایرانیان به پیشرفتهای علمی در زمینه های هسته ای، سلولهای بنیادی، نانو، فناوری زیست محیطی و دیگر عرصه ها، افزودند: برا� � تکمیل و تعمیم این پیشرفتها به همه رشته ها، باید یک چرخه و منظومه علمی به هم پیوسته ایجاد کنیم.
ایشان، تشکیل چرخه علمی از انواع دانشهای مورد نیاز کشور را موجب هم افزایی علمی و شتاب متقابل رشته های مختلف علوم برشمردند و افزودند: پیشرفت های مقطعی، موردی و متکی به اشخاص و گروهها را باید به همه رشته ها، توسعه دهیم و جریانی عام و پایان ناپذیر از پیشرفت علم و فناوری را در همه عرصه ها بوجود آوریم.
حضرت آیت الله خامنه ای، دستیابی به این هدف بسیار مهم را نیازمند جهاد و مجاهدت بی وقفه علمی و توجه ویژه به نخبگان دانستند و افزودند: دانشگاهها، «محیط زیست، شناسایی و پرورش نخبگان و استعدادهای جوان» به شمار می آیند و بنیاد ملی نخبگان، رؤسای دانشگاهها و مسئولان مرتبط با مراکز آموزش عالی، از این منظر به دانشگاهها توجه ویژه ای داشته باشند.
رهبر انقلاب اسلامی، فراهم آوردن زمینه و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری مورد نیاز نخبگان را مهمترین راه حمایت از آنان خواندند و خاطرنشان کردند: نخبگان به دنبال کار و تلاش و ژرف نگری و پیشرفت کشورند و باید زمینه مناسب حرکت را برای آنان فراهم کرد.
ایشان، نقشه جامع علمی را ترسیم کننده بخش مهمی از نیازهای علمی کشور دانستند و با اشاره به ضرورت فعالیت نخبگان در مسیر تأمین این نیازها افزودند: فعالیتهایی که نشان دهنده جسارت، اهتمام، اعتماد به نفس و بلندپروازی نخبگان است، حقیقتاً مطلوب و جذاب است.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار علاوه بر تأکید بر تشکیل چرخه بهم پیوسته علوم مورد نیاز کشور، ایده مهم دیگری را تحت عنوان ایجاد چرخه زنجیروار تبدیل فکر و اندیشه به محصولات تجاری مطرح کردند.
ایشان در همین بحث افزودند: باید چرخه ای بوجود آوریم که در آن ایده های ذهنی نخبگان و نابغه ها، به مراکز علمی تحویل شود تا پس از پرورش علمی این ایده ها، نخبگان فناوری و صنعتی با کار و تلاش جدی، آنها را به محصولات صنعتی و غیرصن عتی تبدیل کنند و دستگاههای ذیربط نیز زمینه تولید و تجاری کردن این محصولات را فراهم سازند.
رهبر انقلاب اسلامی، تجاری سازی را، مهم دانستند و خاطرنشان کردند: یافته های علمی و صنعتی باید بتوانند به شکل صحیح، تولید ثروت کنند و مسئولان دستگاههای ذیربط باید از آغاز پروژه های علمی – صنعتی به فکر تجاری سازی باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای پیشنهاد یکی از نخبگان را مبنی بر تشکیل نوع تازه ای از شرکتهای فعال در عرصه علمی و فناوری، مفید دانستند و دولت را به مدیریتی هوشمندانه در زمینه حمایت ویژه از اینگونه شرکتها توصیه کردند.
ایشان، تشکیل حداقل یک پژوهشگاه د� � هر دانشگاه را کاری ضروری و زمینه ساز رشد علمی و فعالیت بیشتر نخبگان برشمردند و خاطرنشان کردند: استفاده از استادان بازنشسته در این پژوهشگاهها می تواند حلقه وصل نسل جدید نخبگان و استادان قدیمی و مجرب دانشگاهها باشد.
رهبر انقلاب اسلامی، فعالیتهای حمایتی از نخبگان و توجه ویژه به مسئله «نخبگان» را در سالهای اخیر، بسیار خوب و قابل تقدیر ارزیابی کردند و با اشاره به تلاش بیشتر در این زمینه افزودند: باید به گونه ای عمل کرد که پیچ و خمهای رایج اداری، شیرینی این خدمات را بکام نخبگان تلخ نکند.
حضرت آیت الله خامنه ای، رصد و بررسی دائم نتایج سرمایه گذاریها� � انجام شده در مقوله نخبگان را ضروری دانستند و افزودند: لازم است فعالیتها و پیشرفتهای علمی کشورهای همسایه و اسلامی را نیز، دائماً رصد کرد و در برنامه ریزیها و فعالیتها مورد توجه قرار داد.
رهبر انقلاب اسلامی مبنای تأکید جدی نظام اسلامی بر اهمیت علم را محاسبه دقیق و تشخیص عمیق خواندند و خاطرنشان کردند: تأکید مداوم بر اهمیت علم و پیشرفت علمی، از سر تعارف و تشریفات و احساسات کاذب و موسمی نیست چرا که محاسبات دقیق نشان می دهد علم و دانش، مبنای واقعی اقتدار مادی و معنوی هر کشور است و هر ملتی در این رقابت عقب بماند مجبور به پیروی از دیگران است.
حضرت آی� � الله خامنه ای هدف نظام اسلامی از پیشرفت علمی را مغایر با اهداف غربی ها خواندند و با اشاره به فجایع کشورهای غربی در مسیر پیشرفت علمی خود در مناطق مختلف جهان افزودند: هدف غرب از پیشرفت علمی، به دست آوردن ثروت بود و در این مسیر، در برخورد با ملتها در شبه قاره هند، افریقا، شرق آسیا و امریکای لاتین ذره ای اخلاق و ایمان و حقوق مردم را رعایت نکردند.
ایشان، توسعه ستم گری، ایجاد شکاف طبقاتی، بی توجهی به حقوق اساسی ملتها را از جمله نتایج هدف گذاری ناصحیح علم در غرب خواندند و افزودند: در اسلام، تزکیه قبل از علم قرار دارد چرا که اگر تزکیه و تربیت انسانی نبا� �د علم به ابزاری برای خباثت و جنایت تبدیل می شود.
ایشان، هدف اصلی جمهوری اسلامی را برای دستیابی به پیشرفت علم و فناوری، توسعه فضایل انسانی و دفاع حقیقی از حقوق انسان دانستند و تأکید کردند: ما علم را برای دستیابی به اقتدار حقیقی و برافراشتن پرچم عدالت و انسانیت در جهان دنبال می کنیم تا بتوانیم ضمن حمایت از مظلوم، در مقابل ظلم و جور ستمگران و سلطه جویان ایستادگی کنیم.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان افزودند: نخبگان علمی کشور، دانشجویان، استادان، مسئولان و آحاد ایرانیان، راه جدیدی را در عرصه هدف گذاری برای پیشرفت علمی می گشایند و با دستیابی به اقتدار علمی به عنوان مبنای اقتدار مادی و معنوی، پرچم پرافتخار ارزشهای اسلامی را در جهان برمی افرازند.
در ابتدای این دیدار دکتر حسین میرزایی استادیار جامعه شناسی و برگزیده جشنواره خوارزمی و فارابی، آیت الله قره قانی فارغ التحصیل دکترای مهندسی مکانیک و رتبه اول المپیاد
دانش آموزی در سال 81 – سارا دادرس دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه تربیت مدرس و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 – دکتر حسینیان رتبه سوم المپیاد شیمی و عضو مرکز تحقیقات سرطان جهاد دانشگاهی – دکتر محمدرضا واعظی استادیار رشته مهندسی مواد و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 �� � محمدجواد حاجی احمدی برگزیده المپیاد شیمی در سال 87 و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برق در دانشگاه صنعتی اصفهان و امیرمسعود فریدی زاد دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی صنعتی و رتبه دوم المپیاد دانشجویی طراحی صنعتی – به بیان دیدگاهها و نظریات خود درخصوص مسائل علمی و دانشگاهی و همچنین بیان نتایج برخی کمیته های تخصصی هم اندیشی نخبگان جوان پرداختند. مهمترین محورهای مطالبی که این نخبگان جوان بیان کردند عبارت است از:
- ضرورت توجه بیشتر به علوم انسانی و محققان این رشته به منظور تولید نظریه های زیست بومی
- اهمیت تأسیس پایگاه جامع داده ه� �ی اجتماعی و فرهنگی کشور برای رشته های علوم اجتماعی
- ایجاد فضای مناسب و بازتر در دانشگاهها و زمینه سازی برای بیان دیدگاههای مختلف
- تناسب نداشتن تعداد اساتید و دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی و ضعف پژوهشی برخی اساتید
- استفاده از اساتید جوان و آشنا با علوم و پیشرفتهای روز در دانشگاهها
- هدایت پروژه های مقاطع تحصیلات تکمیلی به سمت بخش صنعت و نیازهای عملی و صنعتی
- لزوم تغییر نگاه سنتی به بانوان و استفاده علمی و غیرشعاری از توان مدیریت و علمی آنان در سطوح بالا
- ارائه تسهیلات به بانوان برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی در داخل
- حمایت از تأسیس مرکز خاورمیانه ای سرطان در جهاد دانشگاهی
- ایجاد بسترهای لازم برای تحقیق در عرصه های جدید پزشکی در لیزر و ژنتیک
- توجه بیش از پیش به کیفیت مقالات و کارهای پژوهشی و هدایت آن به سوی تحقیقات کاربردی
- ترویج چاپ مقالات علمی در مجلات معتبر داخلی
- لزوم نظارت جدی بر نحوه هزینه بودجه های تحقیقاتی
- اولویت دادن به اخلاق علمی در تدوین شاخص های پژوهش
- ضرورت وجود ارزیابی علمی دائمی برای اساتید دانشگاهها و مراکز علمی
- چالاک شدن ساختار شورایعالی انقلاب فرهنگی به منظور تأثیرگذاری جدی تر
- اهمیت تدوین آیین نامه و چارچوبهای کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها
- و عملی کردن وعده های داده شده و مصوبات دولت برای حمایت از نخبگان
در این دیدار دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان گزارشی از عملکرد یکساله این بنیاد بیان کرد و با اشاره به قانونمند سازی حمایتهای بنیاد از همه اقشار و اصناف نخبگان و استعدادهای برتر و تدوین و بازنگری آیین نامه های مرتبط گفت: بنیاد ملی نخبگان در سه بخش فرهنگی، حمایت و پشتیبانی، و توسعه ای و ارتباطی از نخبگان، حمایت مادی و معنوی می کند و با توسعه دفاتر استانی در 19 مرکز برای ایجاد فرصت برابر برای تمام نخبگان تلاش می کند.
دکتر سلطانخواه حمایت از شرکتها و تعاونی های دانش بنیان، تجاری سازی فناوری و تکمیل حلقه های نوآوری را از دیگر اقدامات بنیاد ملی نخبگان برشمرد و افزود: برای شناسایی، هدایت و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان برتر در سراسر کشور طرح شهاب با همکاری آموزش و پرورش تدوین شده که مراحل اجرایی آن در حال طی شدن است.
تهران - جوان امدادگر برگزيده جشنواره ملي جوان ايراني گفت: در صورتي که تفکر و نگاه جامعه نسبت جوان و توانايي هاي آنان تغيير کند، بخش عمده اي از مشکلات جوانان برطرف خواهد شد. |
رهبری نظامی و عملیاتی یک سعودی تبار که سالها در امریکا ساکن بوده است بر القاعده موجب نگرانی مقامات امنیتی ایالات متحده شده است. سکونت طولانی مدت شکری جمعه به او کمک خواهد کرده تا ضعفهای امنیتی امریکا را در طراحی نقشههای تروریستی علیه امریکا در نظر گرفته و احتمالا عملیاتهای پیچیدهتری نسبت به عملیاتهای قبلی القاعده طراحی و برنامه ریزی شود.
اف بی ای میگوید عدنان شکری جمعه که قبلا در بروکلین زندگی میکرده، حالا به ردههای بالای فرماندهی القاعده رسیده است و در تصمیمهای تروریستی این گروه برای انجام عملیات تاثیرگذار است.
مقامات فدرال معتقدند که عدنان شکری جمعه 34 ساله در مقامی قرار گرفته است که در حادثه یازده سپتامبر خالد شیخ محمد، طراح این عملیات در آن قرار داشت.
منابع آگاه میگویند که شکری جمعه در عربستان به دنیا آمده، اما بیش از 15 سال در ایالات متحده زندگی کرده است. او قبل از نقل مکان به فلوریدا در بروکلین ساکن بوده است و پدر او امام جماعت دو مسجد در بروکلین بوده است.
ماه گذشته، نام او در یک دادخواست قضایی به عنوان یک عامل بلندپایه اعلام شد که سه نفر از ساکنان قبلی امریکا - عدیس مدونجانین، نجیب الله زازی و زرین احمدزی- را برای اقدام به یک عملیات انتحاری بمبگذاری در سیستم متروی شهری به خدمت گرفته بود.
روز گذشته مدونجانین همه اتهاماتی را که علیه او عنوان شده رد کرد و ادعا کرد بیگناه است. مجرم بودن زازی و احمدزی ثابت شده است و به زودی اظهارات آنها درباره مدونجانین مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
اف بی ای از سال 2003 به دنبال دستگیری شکری جمعه بوده است و معتقد است او در پاکستان پنهان شده است. یک جایزه 5 میلیون دلاری برای کسانی که به دستگیری وی کمک کنند در نظر گرفته شده است.
باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده در نامهای به آیتالله سید علی سیستانی، در نجف اشرف از او خواسته در تشکیل حکومت دخالت کرده و به بحران موجود در عراق پایان دهد.
این خبر را مجله فارن پالسی روز جمعه 15 مرداد منتشر کرد. خبری که به گفته این مجله، منبع آن نزدیکان آیت الله سیستانی در قم هستند.
روزنامه الشرق الاوسط، این خبر را به دقت پیگیری کرده و توانسته تایید آن را از اعضای ائتلاف ملی بگیرد. نامه اوباما را نیز یکی از اعضای شیعی ائتلاف ملی تسلیم آیت الله سیستانی کرده است.
ظاهرا بعد از سفر جو بایدن به عراق که دومین سفر او طی پنج ماه گذشته محسوب میشد و با هدف تسریع در تشکیل حکومت با نقشه امریکا انجام شد و در آخر هم ناکام ماند، بایدن از اوباما میخواهد که نامهای به مرجع عالی شیعی عراق بنویسد و از او بخواهد که در تشکیل حکومت عراق و حل اختلافها میان جریانهای سیاسی دخالت کند.
به رغم این که عراق پروسه سیاسی را به صورت دموکراتیک و با توجه به تحرکات سیاسی جریانها و احزاب فعال در این کشور طی میکند، با این حال جریانهای سیاسی و حتی مراقبان بینالمللی و در این جا ایالات متحده امریکا چارهای نمیبینند که کار را با ریش سفیدی حل کنند و از فردی که بیشترین احترام را در عراق دارد و عراقیها بیشترین حرف شنوی را از او دارند بخواهند که دخالت کند و برای تشکیل دولت فعال شود. حتی اگر این تقاضا مغایر با اصول سکولاریسم امریکا و جهان غرب باشد.
با توجه به گذشت تقریبا یک ماه از زمان نوشتن این نامه به نظر میرسد آیت الله سیستانی چندان اعتنایی به تقاضای اوباما نکرده است. چرا که در این مدت هیچ دخالتی در این زمینه نکرده و همچنان کشمکشهای سیاسی عراق را در دستان بازیگران سیاسی آن رها کرده است. گرچه منابع آگاه به دیپلماسی ایرانی، خبر دادند که مرجعیت شیعی و آیت الله سیستانی به رهبران سیاسی ائتلافهای اصلی هشدار داده است که اگر بحران تشکیل حکومت را پایان ندهند، مرجعیت چارهای نمیبیند که برای رعایت حال شهروندان عراقی که از محنت شدید و ضعف دستگاه اداری کشور رنج میبرند، وارد عمل شود.
این نخستین بار نیست که امریکاییها دست به دامن آیت الله سیستانی میشوند. پیش از این نیز بارها امریکاییها و فرستادگان سازمان ملل برای حل مشکل بحران عراق دست به دامن مرجعیت شیعی نجف شده بودند.
در سال 2003 اگر آیت الله سیستانی دخالت نکرده بود، قانون اساسیای نوشته میشد که میتوانست عراق فعلی را غرق به جنگ داخلی بکشاند.
باز هم در همان سال حضور آیت الله سیستانی و نقش موثر او در خواباندن فتنه شیعه کشی که جریانهای افراطی در نجف اشرف رقم زده بودند و کار به جایی رسیده بود که ارتش عراق به فرماندهی ایاد علاوی به سمتی میرفت که نجف را به ویرانهای تبدیل کند، باعث شد تا جلوی فاجعهای بزرگ در عراق گرفته شود.
در سال 2004 دخالت آیت الله سیستانی باعث شد تا ابراهیم جعفری به توصیه ایشان از پست نخستوزیری کنار رود. و باز هم در همان سال حضور هوشمندانه مرجعیت نجف در فاجعه تروریستی سامرا باعث شد تا عراق از یک جنگ داخلی حتمی میان شیعیان و سنیها نجات یابد.
حال نیز پس از آن که تمرین دموکراسی عراقیها برای تشکیل حکومت پنج ماه طول کشید و هنوز به هیچ نتیجهای نرسیده است و عراقیها همچنان تمرین میکنند، امریکاییها مجبور شدهاند، فارغ از مطالبات سیاسی خود و طرح و نقشههایی که برای تشکیل حکومت عراق کشیدهاند، دست به دامن آیت الله سیستانی شوند تا شاید ایشان بتواند بحران پیش آمده را حل و فصل کند.
این بار امریکاییها عجله دارند. چرا که افزایش خشونت در عراق در این برهه زمانی میتواند به حیثیت و آبرویی آنها به شدت لطمه وارد کند و این مسئله تا زمانی که دولت و حکومتی جدید در عراق تشکیل نشود، حل و فصل نخواهد شد. کم نیستند کسانی که میگویند، این بود سوغات امریکاییها به عراق. کشوری که هنوز نتوانسته آب و برق خود را تامین کند، در تب تنشهای سیاسی میسوزد و نام آن را دموکراسی میگذارند!
از سویی امریکاییها میخواهند از عراق خارج شوند. این خروج تنها زمانی برای آنها آسان خواهد بود که حکومتی مقتدر در عراق شکل گرفته باشد. به رغم تمایل پنتاگون اوباما به هیچ عنوان مایل نیست زمان آغاز عقبنشینی را لحظهای به تعویق بیندازد. از این رو بسیار نگرانند که دولت در عراق تشکیل نشود و زمان خروج آنها از این کشور رسیده باشد. آنها از این نگرانند که خروجشان از عراق خلائی امنیتی ایجاد کند و منافع امریکا را در عراق تحت تاثیر قرار دهد. خصوصا در آن زمان در بوق و کرنا کردن شکست امریکا آسانتر خواهد بود و این برای امریکاییها به خصوص افکار عمومی این کشور که منتظر اعلام پیروزی ارتش امریکا در عراق است به هیچ وجه قابل قبول نیست.
هر گاه از عراقیها بپرسید که چرا تشکیل دولت این قدر طول کشیده، پاسخ خواهند داد که این اتفاق در همه جا دنیا میافتد ما باید اختلافاتمان را پای میز مذاکرات حل و فصل کنیم تا حکومت جدید در عراق تشکیل شود. آنها این مذاکرات را که بیش از آن که مذاکره باشد، کشمکش سیاسی است به رقابت سیاسی تعبیر میکنند و این گونه توجیه میکنند که در حال تمرین دموکراسی هستند. گویا قرار نیست وقت تمرین به پایان برسد و زمان مسابقه آغاز شود.
عراقیها هنوز نیازمند یک ریشسفیدند که بتواند آنها را به خودشان بیاورد و بهشان بفهماند که آقایان وقت تمرین تمام شده الآن وقت عمل است. کشور در شبه تعطیلی به سر میبرد. کارمندهای دولت بلاتکلیفند. موسسات اقتصادی و سیاسی کشور در وضعیت بسیار بد و نابهسامانی به سر میبرند. وضعیت خدماترسانی به مردم در حد صفر است و خشم مردم از این همه تاخیر و عدم احساس مسئولیت روز به روز افزایش مییابد. در چنین فضایی ظاهرا چارهای جز دخالت آیت الله سیستانی برای حل بحران نیست. ریش سفیدی که همه عراقیها از شیعه و سنی به او معتقدند و او را حلال مشکلات عراق میدانند. جمهوریخواهان امریکا و اکنون هم دموکراتها هم به این باور رسیدهاند. به همین سبب است که اوباما چارهای جز این نمیبیند که به آیت الله سیستانی نامه بنویسد و علیرغم میل باطنیاش از او بخواهد که در روند تشکیل دولت دخالت کند. شاید آیت الله سیستانی بتواند هم به داد عراق و هم به داد امریکا برسد.

بیش از یک هفته است که بحث تظاهرات افغانها در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل برای اعتراض به اعدام چند تن از مهاجران افغان در ایران به بحثی داغ در محافل خبری منطقه تبدیل شده است.
گرچه پس از برگزاری اولین تظاهرات در هفته گذشته که بسیاری از تحلیلگران این موضوع را بی ارتباط با مسائل سیاسی میان ایران و افغانستان و تنها اعتراض به یکی از قوانین قضایی ایران در مورد مهاجران افغان توصیف کردند اما با ادامه این اعتراضات و شدت یافتن خشم تظاهر کنندگان در برابر سفارت ایران سوال برانگیز شد.
در واکنش به این روند اعتراضی همراه با خشونت، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: "مقامات دولتی افغانستان اخبار مربوط به برخورد نا مناسب دولت ایران با مهاجران افغان را "شایعه" دانسته و آن را رد کردهاند. وی ضمن نسبت دادن این ماجرا به حامیان ریگی تاکید کرد که مقامات افغان "معتقدند که فشارهایی برای مخدوش ساختن روابط خوب تهران و کابل در حال انجام است."
اما پس از گذشته بیش از یک هفته از این اعتراضات و ادامه انتشار اخباری در این ارتباط می توان از زاویه سیاسی به اعتراضات افغانها در برابر سفارت ایران نگاه کرد چراکه ادامه این روند غیر سیاسی بودن ماجرا و بعد اجتماعی آن را تا حدی زیر سوال میبرد.
در نگاه سیاسی هرچند سخنگوی دستگاه دیپلماسی پشت پرده این جریانات را به حامیان جندالله مرتبط می داند اما دولت افغانستان نیز چندان غیر مسئول نیست چراکه برای برگزاری هر نوع تجمع یا اعتراضی اخذ مجوز از نهادهای داخلی به ویژه وزارت کشور افغانستان ضروری است و به این ترتیب دولت افغانستان با اطلاع و آگاهی اقدام به صدور مجوز این اعتراضات کرده است.
علاوه بر این چنانچه دولت افغانستان تحت فشار افکار عمومی خود اقدام به صدور مجوز کرده بود نیز برگزاری یک باره این تظاهرات کفایت میکرد در حالی که ادامه این اعتراضات به همراه افزایش میزان خشونت مردم در تظاهرات دوم نشان میدهد که مساله بیشتر ریشههای سیاسی دارد.
به نظر می رسد اینکه دولت افغانستان به معترضین اجازه داد تا در مقابل سفارت ایران در کابل دست به اعتراض بزنند نشان میدهد که این روند ناشی از یک تصمیم بوده و تصادفی و اتفاقی نبوده است.
از سوی دیگر همزمانی این اعتراضات با سفر آقای حامد کرزای به امریکا ابهامات مختلفی را برای تحلیلگران مسائل افغانستان به همراه دارد. همچنین باید توجه داشت که پس از برگزاری اولین تظاهرات اعتراضی افغانها مقابل سفارت ایران، معاون وزارت خارجه افغانستان در سفر به تهران، گفت و گوهایی نیز پیرامون این موضوع با مقامات ایرانی داشت و بی تردید طرف ایرانی توضیحات لازم را ارائه کرده است. با این وجود اعتراضات در کابل متوقف نشد بلکه با خشونت بیشتر ادامه یافت.
به نظر می رسد که مجموع نشان دهنده سیاسی بودن تظاهرات افغان ها در مقابل سفارت ایران است که البته ضمن تاثیرگذاری بر روابط دوجانبه ایران و افغانستان، برگزاری و ادامه آن در آستانه سفر رئیس جمهور افغانستان به امریکا ابهامهایی را در ارتباط با انگیزه ای صدور مجوز برای این تظاهرات ایجاد کرده است.

هژبر یزدانی فرزند رضاقلی، در 1313 شمسی در سنگسر از توابع سمنان متولد شد. او از جمله عناصر مهم و کلیدی در صحنه اقتصادی رژیم پهلوی بود که با حمایت بهائیان و دربار پهلوی به ثروتی مثالزدنی و بیمانند رسید. از دوران کودکی و نوجوانی وی اطلاع زیادی در دسترس است. مادر فرح پهلوی او را چنین توصیف کرده است:«هژبر یزدانی در حلقه دوستان و نزدیکان شمس پهلوی قرار داشت. من بارها، هژبر را با آن صورت گوشتآلود و هیکل خپله و قد کوتاه در میهمانیهای کاخ مهر شهر دیده بودم. از نظر من، به یک کدو حلوایی شبیه بود که از طرفین آن دو زاویه به نام دست بیرون آمده باشد. به انگشتان دستش انگشتریهای گرانبها داشت که یک فقره آن انگشتری الماس به ارزش پنج میلیون دلار بود (الماس روی این حلقه انگشتری که از الماسهای استثنایی و جزو20 الماس بزرگ دنیا بود، در یکی از معادن الماس آفریقای جنوبی کشف شده و هژبر آن را از یک حراجی در لندن خریده بود).» هژبر تحصیلات ابتدایی خود را از کلاس اول تا پنجم در تهران در دبستان زند و کلاس ششم ابتدایی را در دبستان جمشید جم و دوره متوسطه را تا کلاس پنجم در دبیرستان فیروز بهرام و دیپلم متوسطه را با یک سال مردودی از دبیرستان مدرس اخذ کرد. پدرش گلهداری ساده بود و مدتی هم به عنوان چریک دولتی در دوره رضاخان در خدمت ارتش بوده است. هژبر دوبار ازدواج کرد، در سال 1331 با زنی به نام بهمنه درخشانی، که بهایی بود و ازدواج هم به رسم بهائیان انجام شد و دومی در فروردین 1345 با خانمی به اسم فاطمه جلالی عراقی که یک زن مسلمان بود ولی باز هم سند ازدواج آنان توسط بهاییها صادر شد. یزدانی صاحب سه پسر به اسامی: کیومرث، نادر و کاوه و سه دختر به نامهای: لیلی، نسرین و کتایون بود و بخش عمدهای از سهام کارخانهها و شرکتهای زراعی، دامداری و صنعتی خود را در مناطق سنگسر، گرگان، زرند ساوه و تهران به نام فرزندانش کرده بود تا از پرداخت مالیات فرار کند. هژبر، مانند پدرش، کار خود را با گلهداری در سنگسر آغاز کرد و کمکم با خرید دام و ازدیاد آن و کار در کشتارگاه تهران و به دست آوردن نفوذ در این محل و بهرهگیری از حمایت بیدریغ بهائیان از سویی و طرفداری و حمایت دربار پهلوی (عبدالرضا، محمودرضا و شمس پهلوی) و جانبداری همه جانبه عبدالکریم ایادی (پزشک مخصوص شاه) و عنصر مشهور و کلیدی بهائیان در دوره پهلوی از طرف دیگر، با خرید سهام کارخانهها و شرکتهای مختلف به ثروتی افسانهای و بیمانند دست یافت. برگرفته از کتاب «هژبر یزدانی به روایت اسناد ساواک» ـ مرکز بررسی اسناد تاریخی
سایت ویکیپدیا درباره او مینویسد: هژبر یزدانی (زاده ۱۳۱۳ در سنگسر از توابع سمنان) از جمله افراد مهم و کلیدی در صحنه اقتصاد ایران قبل از انقلاب ۵۷ بود. هژبر یزدانی در کنار و به موازات دامداری، دراقسام لبنیات، فرآوردههای گوشتی، کارخانه پشمبافی، صنعت روده، چرمسازی، کارخانه و فروشگاه زنجیرهای «کفش ایران»، و کود فعالیت میکرد. کشت و صنعت پنبه نیز که انتهای مجموعه آن به کارخانه پارچهبافی پاکریس در سنگسر ختم میشد از دیگر حیطههای فعالیتهای اقتصادی بود که او با اتکا به دربار پهلوی توانسته بود از طریق آن سرمایههای کلانی گردآوری کند. هژبر یزدانی پس از انقلاب به کاستاریکا گریخت، و در این سالها در شهر سنخوزه زندگی میکرد. او را در همان شهر به خاک میسپارند. او از اعضای اتاق بازرگانی ایران پیش از انقلاب بود.