تبليغاتX
افکار

افکار

يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است. (امام خامنه ای)

دومینوی سقوط

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

پخش زنده کربلا

پخش زنده کربلا

+ نوشته شده در  جمعه 19 آذر1389ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

سیاست و اطلاعات در آمریکا

 

کتاب «سیاست و اطلاعات (مطالعه موردی ایالات متحده امریکا)» در واقع پژوهشی در مورد نقش و جایگاه نهادهای اطلاعاتی در نظام‌های سیاسی است. این کتاب به دنبال ارائه شناختی کوتاه از مفهوم اطلاعات و رابطه آن با سیاست و کارکردهای این ابزار در نظام‌های سیاسی است. این کتاب همچنین در صدد است تا رابطه میان دو متغیر سیاست و اطلاعات را از طریق مطالعه موردی وضعیت جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا تبیین کند. در این پژوهش نشان داده می‌شود که فرایندهای سیاسی جامعه آمریکا، از استلزامات حرفه‌ای نهادهای اطلاعاتی در سرنوشت این نهادها موثرترند.

فرضیه اصلی این پژوهش این است که «اطلاعات، متغیری وابسته به سیاست است». این کتاب در صدد توضیح این مطلب است که اطلاعات متغیری سیاست محور و همواره به هدایت سیاست نیازمند است و بدون وجود دستور کاری سیاسی، اهداف خود را تشخیص نمی‌دهد. نویسنده این کتاب معتقد است که چشم اندازها و اهداف اطلاعات ( در ابعاد مختلف ماموریتی و ساختاری) عمیقا تحت تاثیر سیاست و تحولات آن قرار دارد.  

در این کتاب سعی شده است جامعه اطلاعاتی آمریکا و تحولات آن بعد از 11 سپتامبر مورد بررسی قرار گیرد و هدف آن، ضمن ارائه شناخت از علل تحولات جامعه اطلاعاتی، استراتژی‌های اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی ایالات متحده، وضعیت فعلی جامعه اطلاعاتی آن کشور و تحولات ایجاد شده در آن از سال 2000 تا 2007، بررسی فرضیه کلان پژوهش در خصوص رابطه سیاست و اطلاعات با مطالعه موردی ایالات متحده آمریکا است

این کتاب در هشت فصل تدوین شده که عناوین فصول این کتاب عبارتند از:

فصل اول: کارکردهای سازمان اطلاعاتی در نظام سیاسی

فصل دوم: مروری بر تاریخچه و روند تکامل جامعه اطلاعاتی آمریکا

فصل سوم: دگرگونی در نظام بین الملل و تاثیر آن بر سیاست‌های اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا

فصل چهارم: نومحافظه کاران و سیاست امنیتی – اطلاعاتی ایالات متحده

فصل پنجم: حادثه 11 سپتامبر

فصل ششم: تحول سیاست‌ها، قوانین و استراتژی‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا پس از 11 سپتامبر

فصل هفتم: تحولات ساختاری جامعه اطلاعاتی آمریکا بعد از 11 سپتامبر

فصل هشتم: نگاهی به جامعه اطلاعاتی جدید ایالات متحده آمریکا

کلمات کلیدی این کتاب عبارتند از:  امنیت ملی - ایالات متحده، سازمان اطلاعاتی - ایالات متحده و این کتاب به همت مهدی میرمحمدی، منیره اذری، عبدالمحمود محمدی لرد به رشته تحریر در آمده است. این کتاب را موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران در 333 صفحه و به قیمت 55000  به بازار عرضه کرده است.

این کتاب در آذرماه 1387 به چاپ رسیده و چاپ دوم آن در مهر 1388 منتشر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 آبان1389ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان (1389/07/14)

حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان علمی، سرمایه گذاری در عرصه «علم و فناوری و نخبه پروری» را از اولویتهای اساسی برنامه ریزی توسعه مطلوب خواندند و تشکیل چرخه کامل و بهم پیوسته انواع دانش های مورد نیاز کشور را امری ضروری و زمینه ساز تحرک و پیشرفت پایان ناپذیر در همه رشته های علمی دانستند.
در این دیدار که صبح امروز برگزار شد ایشان، در نگاهی راهبردی، علم را تکیه گاه اصلی روند اقتدار مادی و معنوی کشور برشمردند و خاطرنشان کردند: جبران عقب ماندگی مزمن، تاریخی و تحمیلی کشو� � در زمینه های علمی، نیازمند تلاش جدی و دوندگی بی وقفه هر ایرانی با شرف و همه مسئولان، نخبگان، دانشجویان و استادان است.
حضرت آیت الله خامنه ای، موفقیتهای درخشان علمی در ده سال اخیر را، نشان دهنده استعداد جوشان جوانان و باعث افزایش امیدواری به آینده دانستند و افزودند: باید امیدوارانه و بدون از دست دادن حتی یک لحظه، به تواناییهای خود تکیه کنیم و با جدیت و صمیمیت، به روند علمی کشور، شتاب دهیم.
رهبر انقلاب اسلامی، با یادآوری افتخار ایرانیان به پیشرفتهای علمی در زمینه های هسته ای، سلولهای بنیادی، نانو، فناوری زیست محیطی و دیگر عرصه ها، افزودند: برا� � تکمیل و تعمیم این پیشرفتها به همه رشته ها، باید یک چرخه و منظومه علمی به هم پیوسته ایجاد کنیم.
ایشان، تشکیل چرخه علمی از انواع دانشهای مورد نیاز کشور را موجب هم افزایی علمی و شتاب متقابل رشته های مختلف علوم برشمردند و افزودند: پیشرفت های مقطعی، موردی و متکی به اشخاص و گروهها را باید به همه رشته ها، توسعه دهیم و جریانی عام و پایان ناپذیر از پیشرفت علم و فناوری را در همه عرصه ها بوجود آوریم.
حضرت آیت الله خامنه ای، دستیابی به این هدف بسیار مهم را نیازمند جهاد و مجاهدت بی وقفه علمی و توجه ویژه به نخبگان دانستند و افزودند: دانشگاهها، «محیط زیست، شناسایی و پرورش نخبگان و استعدادهای جوان» به شمار می آیند و بنیاد ملی نخبگان، رؤسای دانشگاهها و مسئولان مرتبط با مراکز آموزش عالی، از این منظر به دانشگاهها توجه ویژه ای داشته باشند.
رهبر انقلاب اسلامی، فراهم آوردن زمینه و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری مورد نیاز نخبگان را مهمترین راه حمایت از آنان خواندند و خاطرنشان کردند: نخبگان به دنبال کار و تلاش و ژرف نگری و پیشرفت کشورند و باید زمینه مناسب حرکت را برای آنان فراهم کرد.
ایشان، نقشه جامع علمی را ترسیم کننده بخش مهمی از نیازهای علمی کشور دانستند و با اشاره به ضرورت فعالیت نخبگان در مسیر تأمین این نیازها افزودند: فعالیتهایی که نشان دهنده جسارت، اهتمام، اعتماد به نفس و بلندپروازی نخبگان است، حقیقتاً مطلوب و جذاب است.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار علاوه بر تأکید بر تشکیل چرخه بهم پیوسته علوم مورد نیاز کشور، ایده مهم دیگری را تحت عنوان ایجاد چرخه زنجیروار تبدیل فکر و اندیشه به محصولات تجاری مطرح کردند.
ایشان در همین بحث افزودند: باید چرخه ای بوجود آوریم که در آن ایده های ذهنی نخبگان و نابغه ها، به مراکز علمی تحویل شود تا پس از پرورش علمی این ایده ها، نخبگان فناوری و صنعتی با کار و تلاش جدی، آنها را به محصولات صنعتی و غیرصن عتی تبدیل کنند و دستگاههای ذیربط نیز زمینه تولید و تجاری کردن این محصولات را فراهم سازند.
رهبر انقلاب اسلامی، تجاری سازی را، مهم دانستند و خاطرنشان کردند: یافته های علمی و صنعتی باید بتوانند به شکل صحیح، تولید ثروت کنند و مسئولان دستگاههای ذیربط باید از آغاز پروژه های علمی – صنعتی به فکر تجاری سازی باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای پیشنهاد یکی از نخبگان را مبنی بر تشکیل نوع تازه ای از شرکتهای فعال در عرصه علمی و فناوری، مفید دانستند و دولت را به مدیریتی هوشمندانه در زمینه حمایت ویژه از اینگونه شرکتها توصیه کردند.
ایشان، تشکیل حداقل یک پژوهشگاه د� � هر دانشگاه را کاری ضروری و زمینه ساز رشد علمی و فعالیت بیشتر نخبگان برشمردند و خاطرنشان کردند: استفاده از استادان بازنشسته در این پژوهشگاهها می تواند حلقه وصل نسل جدید نخبگان و استادان قدیمی و مجرب دانشگاهها باشد.
رهبر انقلاب اسلامی، فعالیتهای حمایتی از نخبگان و توجه ویژه به مسئله «نخبگان» را در سالهای اخیر، بسیار خوب و قابل تقدیر ارزیابی کردند و با اشاره به تلاش بیشتر در این زمینه افزودند: باید به گونه ای عمل کرد که پیچ و خمهای رایج اداری، شیرینی این خدمات را بکام نخبگان تلخ نکند.
حضرت آیت الله خامنه ای، رصد و بررسی دائم نتایج سرمایه گذاریها� � انجام شده در مقوله نخبگان را ضروری دانستند و افزودند: لازم است فعالیتها و پیشرفتهای علمی کشورهای همسایه و اسلامی را نیز، دائماً رصد کرد و در برنامه ریزیها و فعالیتها مورد توجه قرار داد.
رهبر انقلاب اسلامی مبنای تأکید جدی نظام اسلامی بر اهمیت علم را محاسبه دقیق و تشخیص عمیق خواندند و خاطرنشان کردند: تأکید مداوم بر اهمیت علم و پیشرفت علمی، از سر تعارف و تشریفات و احساسات کاذب و موسمی نیست چرا که محاسبات دقیق نشان می دهد علم و دانش، مبنای واقعی اقتدار مادی و معنوی هر کشور است و هر ملتی در این رقابت عقب بماند مجبور به پیروی از دیگران است.
حضرت آی� � الله خامنه ای هدف نظام اسلامی از پیشرفت علمی را مغایر با اهداف غربی ها خواندند و با اشاره به فجایع کشورهای غربی در مسیر پیشرفت علمی خود در مناطق مختلف جهان افزودند: هدف غرب از پیشرفت علمی، به دست آوردن ثروت بود و در این مسیر، در برخورد با ملتها در شبه قاره هند، افریقا، شرق آسیا و امریکای لاتین ذره ای اخلاق و ایمان و حقوق مردم را رعایت نکردند.
ایشان، توسعه ستم گری، ایجاد شکاف طبقاتی، بی توجهی به حقوق اساسی ملتها را از جمله نتایج هدف گذاری ناصحیح علم در غرب خواندند و افزودند: در اسلام، تزکیه قبل از علم قرار دارد چرا که اگر تزکیه و تربیت انسانی نبا� �د علم به ابزاری برای خباثت و جنایت تبدیل می شود.
ایشان، هدف اصلی جمهوری اسلامی را برای دستیابی به پیشرفت علم و فناوری، توسعه فضایل انسانی و دفاع حقیقی از حقوق انسان دانستند و تأکید کردند: ما علم را برای دستیابی به اقتدار حقیقی و برافراشتن پرچم عدالت و انسانیت در جهان دنبال می کنیم تا بتوانیم ضمن حمایت از مظلوم، در مقابل ظلم و جور ستمگران و سلطه جویان ایستادگی کنیم.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان افزودند: نخبگان علمی کشور، دانشجویان، استادان، مسئولان و آحاد ایرانیان، راه جدیدی را در عرصه هدف گذاری برای پیشرفت علمی می گشایند و با دستیابی به اقتدار علمی به عنوان مبنای اقتدار مادی و معنوی، پرچم پرافتخار ارزشهای اسلامی را در جهان برمی افرازند.
در ابتدای این دیدار دکتر حسین میرزایی استادیار جامعه شناسی و برگزیده جشنواره خوارزمی و فارابی، آیت الله قره قانی فارغ التحصیل دکترای مهندسی مکانیک و رتبه اول المپیاد
دانش آموزی در سال 81 – سارا دادرس دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه تربیت مدرس و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 – دکتر حسینیان رتبه سوم المپیاد شیمی و عضو مرکز تحقیقات سرطان جهاد دانشگاهی – دکتر محمدرضا واعظی استادیار رشته مهندسی مواد و دانش آموخته رتبه اول در سال 89 �� � محمدجواد حاجی احمدی برگزیده المپیاد شیمی در سال 87 و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برق در دانشگاه صنعتی اصفهان و امیرمسعود فریدی زاد دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی صنعتی و رتبه دوم المپیاد دانشجویی طراحی صنعتی – به بیان دیدگاهها و نظریات خود درخصوص مسائل علمی و دانشگاهی و همچنین بیان نتایج برخی کمیته های تخصصی هم اندیشی نخبگان جوان پرداختند. مهمترین محورهای مطالبی که این نخبگان جوان بیان کردند عبارت است از:
-    ضرورت توجه بیشتر به علوم انسانی و محققان این رشته به منظور تولید نظریه های زیست بومی
-    اهمیت تأسیس پایگاه جامع داده ه� �ی اجتماعی و فرهنگی کشور برای رشته های علوم اجتماعی
-    ایجاد فضای مناسب و بازتر در دانشگاهها و زمینه سازی برای بیان دیدگاههای مختلف
-    تناسب نداشتن تعداد اساتید و دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی و ضعف پژوهشی برخی اساتید
-    استفاده از اساتید جوان و آشنا با علوم و پیشرفتهای روز در دانشگاهها
-    هدایت پروژه های مقاطع تحصیلات تکمیلی به سمت بخش صنعت و نیازهای عملی و صنعتی
-    لزوم تغییر نگاه سنتی به بانوان و استفاده علمی و غیرشعاری از توان مدیریت و علمی آنان در سطوح بالا
-    ارائه تسهیلات به بانوان برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی در داخل
-    حمایت از تأسیس مرکز خاورمیانه ای سرطان در جهاد دانشگاهی
-    ایجاد بسترهای لازم برای تحقیق در عرصه های جدید پزشکی در لیزر و ژنتیک
-    توجه بیش از پیش به کیفیت مقالات و کارهای پژوهشی و هدایت آن به سوی تحقیقات کاربردی
-    ترویج چاپ مقالات علمی در مجلات معتبر داخلی
-    لزوم نظارت جدی بر نحوه هزینه بودجه های تحقیقاتی
-    اولویت دادن به اخلاق علمی در تدوین شاخص های پژوهش
-    ضرورت وجود ارزیابی علمی دائمی برای اساتید دانشگاهها و مراکز علمی
-    چالاک شدن ساختار شورایعالی انقلاب فرهنگی به منظور تأثیرگذاری جدی تر
-    اهمیت تدوین آیین نامه و چارچوبهای کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها
-    و عملی کردن وعده های داده شده و مصوبات دولت برای حمایت از نخبگان

در این دیدار دکتر سلطانخواه معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان گزارشی از عملکرد یکساله این بنیاد بیان کرد و با اشاره به قانونمند سازی حمایتهای بنیاد از همه اقشار و اصناف نخبگان و استعدادهای برتر و تدوین و بازنگری آیین نامه های مرتبط گفت: بنیاد ملی نخبگان در سه بخش فرهنگی، حمایت و پشتیبانی، و توسعه ای و ارتباطی از نخبگان، حمایت مادی و معنوی می کند و با توسعه دفاتر استانی در 19 مرکز برای ایجاد فرصت برابر برای تمام نخبگان تلاش می کند.
دکتر سلطانخواه حمایت از شرکتها و تعاونی های دانش بنیان، تجاری سازی فناوری و تکمیل حلقه های نوآوری را از دیگر اقدامات بنیاد ملی نخبگان برشمرد و افزود: برای شناسایی، هدایت و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان برتر در سراسر کشور طرح شهاب با همکاری آموزش و پرورش تدوین شده که مراحل اجرایی آن در حال طی شدن است.

برای دیدن عکسهای زیبای این دیدار اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مهر1389ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

مصاحبه خبر گزاری برنا با محمد حاجی فر ***** کد مطلب:53343

باشگاه جوانی برنا/محمد حاجی فر، متولد سال 1361 است فارغ التحصیل کارشناسی علوم سیاسی، از دانشگاه آزاد زابل . او در بخش جوان امدادگر جشنواره ملی جوان ایرانی، جوان دوم کشور شده است.


محمد روزی که در اختتامیه جشنواره ملی جوان ایرانی برای گرفتن جایزه اش روی سن آمد پیراهن عزای دوستانش را به تن داشت، دوستانی که می گفت اجسا دتکه تکه شان را مثل علی اکبر (ع) به خاک سپرده اند..شهید گلدوی در حادثه تروریستی شعبانیه زاهدان عامل انتحاری را برای کاستن از شدت انفجار در آغوش گرفته بود، محمد آن روز جایزه اش را به دوستانش مهدی گلدوی،عارف شهرکی و سجاد حاجیان  تقدیم کرد. محمد آرزو دارد یا با شهادت بمیرد یا در حال نجات یک انسان. راستی او می گفت اگر امدادگر نمی شد حتما می رفت دنبال حرفه خبرنگاری.


* مرتبط با رشته ات هم کار می کنی یا فقط امدادگر هستی؟ 

صورت پراکنده مطلب می نویسم بله، در زمینه رشته خودم هم کار می کنم. یک وبلاگ سیاسی تحلیلی دارم و گاهی  برای روزنامه های مختلف به ..

* قصد داری ادامه تحصیل بدهی؟

بله، امسال اولین دوره است که می خواهم برای کارشناسی ارشد شرکت کنم. این روزها هم در حال مطالعه هستم.

* جز اینها چه می کنی؟ 

فعلا کار آزاد دارم
بیشتر به کدام یکی از این کارها می پردازی؟

به همه شان به اندازه متناسب.

* راهی که مقصدش شاید این جایگاهی است که حالا در کار امداد داری چطور طی شد؟


سال 78   وارد سازمان جوانان هلال احمر شدم و به عضویت فعال  درآمدم. تا سال 1380 تمام دوره های مربوطه را گذراندم و در این فاصله زمانی در تمام فعالیت های امدادی ،که انجام شد حضور داشتم. ار جمله در اسکان آوارگان افغانی زمان حمله آمریکا.
در زلزله های بم و زرند بوده ام. در حوادث انتحاری که در سطح استان صورت گرفته، معمولا حضور داشته ام. در کنار این ها فعالیت های دیگر هم بوده. مثلا در همایش های کشوری همسایگان خدا  مقام نخست را کسب کردم. به عنوان فنی ترین تیم امدادی کشور انتخاب شدیم. در مسابقات چادرزنی و راه اندازی اردوگاه مقام اول کشوری را کسب کردیم. 
  به عنوان نماینده جوانان هلال احمر ایران در همایش بین المللی صلح و دوستی که با حضور 28 کشور دنیا برگزار شد به عنوان نماینده جوانان ایران حضور داشتم. این همایش در شیراز به ابتکار ایران و با حضور مسوولان تراز اول کشور برگزار شد.

* اصلا چطور شد رفتی سراغ هلال احمر و امداد؟

کمک رسانی و کمک کردن در روح و ذات همه هست. جوانان به نوعی علاقه مند هستند، وارد عرصه ای شوند که هم هیجان دوره جوانی در آن باشد و هم اینکه بتوانند از طریق آن به دیگران کمک کنند، یعنی در واقع این کار ارضا کننده نیازهای جوانی هم بوده. در نهایت استعدادهایی هم وجود داشته است. این توانایی را داریم که در لحظات بحرانی، حوادث را مدیریت کنیم. در حالت عادی همه می توانند، تصمیم بگیرند. اما در شرایط حادثه و بحران تعداد کمی از افراد هستند که می توانند حتی روی کارهای خودشان کنترل داشته باشند. 

این خصیصه در ما بود و  سعی کردیم آن را در خودمان پرورش دهیم تا بتوانیم مدیریت بحران را در دست بگیریم و کاری انجام دهیم که در خور آن لحظه از حادثه باشد
بعد از یک عملیات وقتی  آدم احساس می کند جان یک نفر را نجات داده است،  رضایت را در قلب خودش احساس می کند. همه این ها به تداوم این قضیه کمک کرد. از آن گذشته به حقوق بشر و کمک به قشر آسیب پذیر جامعه اعتقاد راسخ دارم و از این موضوع تعریف خاص خودم را دارم.

 با حقوق بشری که امروز در سطح جهانی تعریف می شود، صددرصد مخالفم و آنچه که از آن با عنوان حقوق بشر نام می برند حربه ای است برای ظلم به مردم. این نمی تواند کامل کننده آن چرخه و اتصال بین بشر و معنویت باشد.

*نفر دوم بخش جوان امدادگر جشنواره ملی جوان ایرانی! خودت هم خودت را برگزیده می دانی؟

تا به حال چندین بار مقام کسب کردم. سه بار در استان خودمان به عنوان جوان نمونه انتخاب شدم. دو بار در هلال احمر کشور به عنوان جوان نمونه و موفق انتخاب شدم. این مقام ها و مدارج می تواند برای ادامه راه انگیزه باشد. اما هدف رسیدن به این مقام ها نیست.

این جشنواره ها و انتخاب شدن ها حالت انگیزشی دارد. چون ما و کسانی که در حوزه های اجتماعی کار می کنیم،معمولا در جامعه دیده نمی شویم و اگر از دیدگاه آسیب شناسی به جامعه نگاه کنیم، شاید اصلا قابل تحمل نباشیم به همین دلیل برگزاری چنین جشنواره ای که معمولا هم نادر است، برای ما حالت انگیزشی دارد.

جشنواره ملی جوان ایرانی برای اولین بار به این شکل برگزار شد و مافوق همه جشنواره هایی برگزار شد که در موضوع جوانان وجود دارد. کارشناسان خبره این جشنواره به دور از هر گونه غرض ورزی افراد را انتخاب کردند و توجه نکردند که این جوانان  از کدام استان هستند و چه گرایشی دارد. . این جشنواره ها کمک می کند تا پایدار تر و راسخ تر حرکت کنیم

* اگر از داوران بودی خودت را انتخاب می کردی؟

اگر  از داوران جشنوازه بودم بله خودم را انتخاب می کردم.

* چرا؟

هر روز از کارهایم معدل می گیرم تا ببینم مفید بوده اند یا خیر.فرستهای زیادی برای من بوجود آمد، اما به دنبال سو استفاده  نبودم و علاقه ندارم از فرصت ها استفاده  شخصی کنم. این کار را درست نمی دانم، اصلا فعالیت های اجتماعی عام المنفعه بر اساس بی غرضی و بی طرف است اگر بخواهیم غرض ورزی داشته باشیم کاری که انجام می دهم غالبا با شکست مواجه می شود.

* اصلی ترین ویژگی یک امدادگر چه باید باشد؟


باید قلب بزرگی داشته باشد در سخت ترین شرایط باید به دیگران تسکین قلب بدهد. مبتکر باشد. در لحظات بحرانی همه امکانات را در دسترس نداریم باید با ابتکار عمل، امکانات و شرایط را به نفع خودش تغییر بدهد.

* می دانی چند نفر را نجات دادی؟

به صورت مستقیم و شخصا شاید بالای 15 نفر را نجات دادم. اما بعضی اقدامات به شکل غیر مستقیم تاثیر می گذارد.

* از جایگاه امداد و امدادگری در کشور می گویی؟


هنوز نتوانستیم در کشور بحث مدیریت بحران را حل کنیم، وظیفه دستگاه های ذیربط و مربوط را مشخص نکردیم و هنوز ضعف مدیریت  داریم. از لحاظ  توان نیروی انسانی در حد خوبی هستیم. جمعیت هلال احمر ایران در زلزله بم  با استفاده از نیروی انسانی مجرب خود توانست  بالاترین نشان اطلاق شده به دستگاه های کمک رسانی و امدادرسانی جهان رابگیرد.

و جزو پنج جمعیت برتر دنیا بشود، همان زمان آمریکا طوفان کاترینا را داشت آن ها بسیار ضعیف عمل کردند با اینکه امکانات زیادی داشتند، اما موفق نبودند .


*مردم ما چقدر آماده مقابله با بحران هستند؟


70 درصد از زلزله ها در شب اتفاق می افتد و آن مابقی که در روز اتفاق می افتد معمولا زلزله های مخربی نیست. در هفته مقابله با بلایای طبیعی  ساعت هایی معروف شده به زنگ زلزله در مدارس. به جای این همه هزینه ای که می کنیم به دانش آموز یاد بدهیم هنگام زلزله  برود زیر صندلی، به بچه ها آموزش های بنیادی بدهیم. مثل طرح همیار پلیس، مثلا به بچه ها یاد بدهیم برای خانه ای که پدر و مادرش و یا خودش در آینده  می سازند باید این نکات را رعایت کنند تا بتوانند خانه ایمن بسازند. آن کار، کار نمادین و تئاتری است و این کار کاربردی. .

* کمبودهایی که وجود دارد، می تواند روی تلفات بیشتر مردم و عمق حادثه تاثیر بگذارد؟

صددرصد. در روزهای  اول  زلزله بم برای ساماندهی امر پشتیبانی در زاهدان بودم، . کمک های زیادی را برای انتقال به بم جذب کردیم. کمک های مردم جمع و بارگیری می شد، اما به دستشان نمی رسید. .

* چرا؟

اتلاف می شد. وقتی حادثه ای در شهری یا منطقه ای می افتد، پلیس باید آن منطقه را قرنطینه کند. یعنی هیچ کس وارد منطقه نشود و هیچ کس بی اجازه خارج نشود. در زلزله بم بعد از پنج بار پالایشی که توسط هلال احمر، سپاه پاسداران، ثبت احوال، بسیج ،نیروهای امنیتی و فرمانداری انجام شد و افراد را شناسایی کردند، تازه آمار افراد بعد از زلزله با آمار قبل از زلزله برابر شد. یعنی اگر 100هزار نفرقبل از حادثه در بم زندگی می کردند. بعد از پنج بار پالایش تازه همان تعداد شدند. یعنی شهرها، روستاهای اطراف، آدم هایی که در جاهای مختلف بودند، هجوم آوردند برای استفاده از امکانات. این به خاطر این است که نمی توانیم  قرنطینه را برقرار کنیم.

*در چنین شرایطی حتما آسیب هایی هم متوجه امدادگرها هست .

نیروهای امدادی ما بارها از طرف کسانی که برای دریافت کمک ها به صحنه حادثه اضافه شده اند مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.  این اتفاق هم برای زلزله زده ها و هم برای نیروهای امدادی پیش می آید. معمولا از طرف اقشاری که آسیب دیده نیستند، مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند.

کسی که عزیزی را از دست می دهد تا چند روز در شوک است و اصلا به دنبال کمک گرفتن نیست، مگر اینکه کمک های اضطراری مثل آب  بخواهد. ولی افراد سودجو و سوء استفاده گر شرایط نجات را سخت می کنند.

استاندارد نجات انسان از زیر آوار این است که منطقه کاملا قرنطینه شود تا نیروهای امدادی با استفاده از سنسورهای صوتی، دستگاه های پیشرفته جست و جو، سگ های آموزش دیده، بتوانند افراد زنده را از زیر آوار در بیاورند.

بعد از زلزله رودبار و منجیل تعداد زیادی از افرادی که از زیر آوار در آمدند، بعد از یک سال دچار نارسایی کلیوی شدند. چون کسانی که چند روز زیر آوار می ماند، وقتی از زیر آوار خارج می شود نباید آب بخورد، باید به او سرم تزریق کنیم تا آب بدنش تامین شود. اگر به این افراد آب بدهیم کلیه ها شان از کار می افتد.

مثل سماوری که داغ کرده، اگر تویش آب بریزیم می سوزد. در زلزله بم امدادگرهای آموزش ندیده پیرزنی کهنسال را بعد از 9 روز از زیر آوار درآورند. از او پرسیده بودند مادر چه می خواهی؟ گفته بود یک لیوان چای و امدادگرها هم چای را به او دادند. این یعنی او را مصدوم و ناقص کردند. 



* در آموزش های امداگری ،دوره ای دارید به اسم دوره "زندگی در شرایط سخت"، از این دوره می گویی؟

آموزش های این دوره برای وقتی است که فرد در شرایط سخت بقا قرار بگیرد. مثلا وقتی هواپیمایی به کوهی برخورد کرده باشد، شاید تا شما به محل حادثه برسید، کلی زمان ببرد و شرایط بحرانی خاصی بوجود بیاید که حتی امدادگرها هم نتوانند آنجا طاقت بیاورند. زندگی در شرایط سخت یعنی اینکه تو چطور بتوانی در آن شرایط دوام بیاوری.

چطور خودت را در سرما و گرما و تشنگی و گرسنگی حفظ کنی. ممکن است این آموزش ها به شکل کتاب وجود نداشته باشد. در این دوره به شکل تجربی این موارد را آموزش می بینیم. ما  در بندرعباس از کماندوهای ارتش زندگی در شرایط سخت را آموختیم . آن ها این اطلاعات را داشتند و ما از دانسته های آن ها استفاده می کردیم و لذت می بردیم.

یک گروه کوهنوردی در زاهدان دارم به نام گروه کوهنوردی اوشیدا  که همین موارد را در آن  آموزش می دهیم. آینده قابل پیش بینی نیست. ما هم مثل  یک رایانه  باید به روز باشیم. اطلاعات را کسب کنیم و به بهترین نحو عمل کنیم.

*بزرگترین آرزویت چیست؟ 

آرزوهای زیادی دارم! از بعد علمی علاقه زیادی دارم که به جایگاه استادی برسم. قبلا در جایگاه آموزش کمک های اولیه در دانشگاه تدریس کردم. از بعد اجتماعی دوست دارم مورد اطمینان مردم باشم و به معنای واقعی کلمه خدمتگزار باشم. دوست دارم به عنوان آدمی که عمرش را صرف تحقق آروزهای دیگران می کند شناخته شوم. از بعد معنوی هم دوست دارم مرگم، مرگ در بستر نباشد. یا در حال نجات کسی بمیرم یا در شهادت و ملاقات با رهبر انقلاب نهایت آرزوهایم است.

*از اتفاقی که در زاهدان افتاد بگو؟ از دوستی که از دست دادی؟

قرار بود روز جمعه به سمت تهران حرکت کنیم. برای شرکت در مراسم جشنواره ملی جوان ایرانی، و روز قبل که مصادف با میلاد امام حسین(ع) بود هنگام عبادت تعدادی از مردم عادی در مسجد که هیچکدام نظامی یا سیاسی نبودند، انتحار و انفجار صورت گرفت. . 

عامل انتحاری ، لباس زنانه پوشیده بود و می خواست از طریق گیت خانم ها وارد مسجد شود. نیروهای  که آنجا بودند و خانم ها را بازرسی می کردند متوجه می شوند که این فرد اجازه بازرسی نمی دهد و قصد دارد به سمت داخل مسجد حرکت  کند. آنها  شهید گلدوی را متوجه موضوع میکنند. شهید گلدوی می فهمد که اوعامل انتحاری است. به طرفش می دود و او را در آغوش می گیرد،برای اینکه نگذارد او وارد مسجد شود.

چون نزدیک به 200 نفر افراد بی گناه در مسجد در حال دعا کردن بودند. آن فرد ضامن های انفجاری را می کشد و گلدوی شهید فهمیده استان نام میگیرد . و عامل  دیگر زمانی که مردم جلوی مسجد جامع گرد آمده بودند انتحار کرد و  شهید سجاد حاجیان از بچه هایی بود که برای کمک به مصدومان آمده بود. او متولد 65 بود. ولی باورتان نمی شود به کمال مردانگی رسیده بود و همیشه مورد تقدیر همه قرار می گرفت، با اینکه از همه کوچک تر بود ولی روح بزرگی داشت ..

* اگر با عامل انتحار روبرو می شدی به او چه می گفتی؟ 

او در آن لحظه به حدی از انحطاط رسیده که کشتن هم نوع خودش را نوعی موفقیت می داند. اینها تفکر وهابی دارند و در شرایطی قرار ندارند که بتوانی به آن ها چیزی بگوییم و یا راهنماییشان بکنییم  . او به نهایت پستی، رضالت و انحطاط رسیده است. به جایی که عقل و منطق دیگر وجود ندارد. اصلا جمله ای نمی شود خطاب به اینها گفت چون از فرعون و نمرود  و یزید بدتر هستند. جایگاهی فجیع تر از آنها دارند.

*بهترین اتفاق زندگیت چه بوده؟

ازدواجم، چون دیدگاهم را نسبت به دنیای اطرافم تغییر داد و در مسیر جدیدی قرارم داد. 6 ماه است ازدواج کرده ام.

*و بدترین اتفاق چه بوده؟

از دست دادن پدرم.

*آخرین کتابی که خواندی؟

امپریالیسم جهانی آمریکا.

*خانواده ات هیچوقت نخواستند امدادگری را ببوسی و بگذاری کنار؟

اگر بگویم نه ، دروغ گفتم. معمولا بالاخره مادر و همسر به این شرایط حساسیت نشان می دهند. البته نه به آن حدی که اجازه رفتن ندهند. معمولا توصیه بر هوشیاری و دقت بیشتر می کنند. مادر و همسرم قلبشان می تپد که نکند اتفاقی برایم بیفتد. مدتی که در افغانستان بودم تحمل اینکه فرزندشان در چنین شرایطی قرار دارد برای خانواده خیلی سخت بود،.

*بدترین صحنه ای که در کار امداد با آن مواجه شدی؟

شاید قابل نوشتن نباشد. در زلزله زرند بود. خانه ای را در زیر آوار شناسایی کردیم. اهالی محل گفتند فلان جا اتاق خوابشان بوده، بر این اساس همراه یک تیم 6 نفره زبده و توانمند شروع کردیم به کندن آوار. نزدیک به 4 ساعت زمین را می کندم تا جنازه دختر بچه 3 ساله ای را زیر آوار خارج کنم . شرایط جغرافیایی و آب و هوایی منطقه اجازه نداد، عملیات را تمام بکنم.

ماشین های مکانیزه که وارد صحنه شدند توانستیم این خانه را آواربرداری کنیم، زن و شوهر جوانی را دیدیم و یک پسربچه 7، 8 ساله به همراه دختر 3 ساله شان، این صحنه هیچ وقت از ذهنم پاک نمی شود. اما بالاخره صبر و تحمل ما بیشتر از بقیه است. به هر حال جا به جا کردن بدن های سوخته که دست در آنها فرو می رود و استخوان های خوردشده، پیدا کردن مچ دست مشت شده نوزاد چند ماهه از زیر آوار سخت است.. 

*بزرگترین مشکلی که به عنوان یک جوان با آن روبرو هستی چیست؟

این که جوان باور نمی شود نام جوان تنها به عنوان شعار مطرح می شود  . 

*امدادگری مثل چی می ماند؟

مثل معلمی .شاید بشود گفت شغل انبیاست. نجات یک نفس نجات همه انسانهاست.

* زندگی در زاهدان چه شکلی است؟

زیبا

* واقعا؟

ما هم داریم  با ایمان و اعتقاد زندگی می کنیم. در فیلم و سریال ها استان سیستان و بلوچستان را خیلی بد به تصویر می کشند.در این استان شرایطی  وجود دارد که آن هم به خاطر همسایگی با کشورهای افغانستان و پاکستان و نقشه های شوم کشورهای غربی است.

*در مقابل این کلمات احساست را می گویی؟ 

امداد :
نجات انسان 
تروریست: واژه ای ندارم
شهادت: افتخار الهی 
امدادگر: از خود گذشته
جوان: اشتیاق
زاهدان: باب الشهادت
سیاست: پدر و مادر ندارد
خبرنگار :ناشناخته
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 شهریور1389ساعت 5:35 قبل از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

مصاحبه خبرگزاری جمهوری اسلامی با محمد حاجی فر

جوان امدادگر برگزيده جشنواره ملي جوان ايراني:
با تغيير نگاه جامعه به جوانان، مشکلات آنان برطرف مي شود
تهران - جوان امدادگر برگزيده جشنواره ملي جوان ايراني گفت: در صورتي که تفکر و نگاه جامعه نسبت جوان و توانايي هاي آنان تغيير کند، بخش عمده اي از مشکلات جوانان برطرف خواهد شد.
"محمد حاجي فر " روز يکشنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي ايرنا افزود: يکي از مهمترين نگراني هاي خانواده ها، جامعه و مسوولان کشور، موضوع تهاجم فرهنگي و تاثيرات آن بر قشر جوان است که باور جوان و اعتماد به وي از سوي جامعه به عنوان يک نيروي پر انرژي و توانمند مي تواند ميزان قابل توجهي از اين نگراني را کاهش دهد.
اين امداد گر جوان ادامه داد: بايد جايگاه جوان در جامعه تعريف شود و به جاي استفاده از جوانان در جايگاه و پست مشاور بهتر است از جوانان به دليل داشتن توان توام با شور و نشاط خاص اين دوره ، در بخش هاي مديريتي و اجرايي بهره برد.
حاجي فر ادامه داد: چنانچه جوانان را باور کنيم و فضا و ميدان کافي در اختيار شان قرار دهيم، قطعا جامعه کمتر شاهد انحرافات يا آسيب هاي اجتماعي اين نسل خواهد بود.
مدير عامل سازمان مردم نهاد جمعيت وفاق جوانان ادامه داد: اگر به جوانان اطمينان کنيم ومرجع و محلي براي ارايه خط و مشي درست به آنان ايجاد شود، جوانان ايراني بهترين عملکرد را از خود ارايه کرده و ايران مي تواند جايگاه بي نظيري در عرصه جهاني داشته باشد.
اين امدادگر جوان اضافه کرد: هنوز سازمانهاي مردم نهاد يا بخش هاي مردمي تعريف روشن و مشخصي در ايران ندارند و اگر اين عرصه به خوبي معرفي شود، مي تواند فضاي مناسبي براي فعاليت جوانان محسوب شود تا توانايي هايشان را به منصه ظهور برسانند.
حاجي فر ادامه داد: جوانان روياها و آرزوهاي زيادي دارند اما با توجه به اينکه امکان کسب تجربه و آموزش هاي خاص براي تمام جوانان وجود ندارد، تعداد قابل توجهي از جوانان پس از کسب مدرک تحصيلي بيکار مي مانند و اين مساله مي تواند زمينه ساز مشکلات اجتماعي شود.
وي ايجاد فضاي آموزشي متناسب با پتانسيل هاي محلي براي جوانان را عاملي براي رفع مشکل بيکاري جوانان عنوان کرد.
وي تصريح کرد: همانطور که در تمامي سازمانها، نهادها يا وزاتخانه ها، هر بخش کارشناسان خاص خود را دارد، بايد بخش هاي مرتبط با جوانان به دليل آشنايي آنان با نيازها و مشکلاتشان به خودشان سپرده شود .
وي تعريف جايگاه و موقعيت سازمان ملي جوانان نزد دستگاهها و نهادهاي مختلف را ضروري عنوان کرد و گفت: تعريف اين جايگاه مي تواند موقعيت بهتري براي فعاليت اين سازمان فراهم کند تا فضاي مناسب تري نيز براي فعاليت جوانان در حوزه هاي مختلف فراهم کند.
اين جوان برگزيده، تعريف فضايي براي تجمع جوانان نخبه و تصويب استراتژي خاص جوانان را الزامي خواند و افزود: ‌پس از تصويب اين استراتژي بايد از طريق سازمان ملي جوانان به صورت لايحه تقديم مجلس شود تا زمينه براي رفع مشکلات جوانان بهتر فراهم شود.
محمد حاجي فر کارشناس علوم سياسي است و سابقه 11 سال فعاليت هاي امدادي و عام المنفعه را دارد و به عنوان امداد گر در حمايت از مردم جنگ زده افغانستان در جريان حمله آمريکا به اين کشور است.
وي همچنين در زلزله بم و زرند و سيل هاي بزرگ در سيستان و بلوچستان براي کمک به آسيب ديدگان مشارکت داشته است.
اجتمام **1828/1572

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 1253682
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

یکی از ساکنین قبلی امریکا رهبر نظامی القاعده شد

رهبری نظامی و عملیاتی یک سعودی تبار که سال‌ها در امریکا ساکن بوده است بر القاعده موجب نگرانی مقامات امنیتی ایالات متحده شده است. سکونت طولانی مدت شکری جمعه به او کمک خواهد کرده تا ضعف‌های امنیتی امریکا را در طراحی نقشه‌های تروریستی علیه امریکا در نظر گرفته و احتمالا عملیات‌های پیچیده‌تری نسبت به عملیات‌های قبلی القاعده طراحی و برنامه ریزی شود.

اف بی ای می‌گوید عدنان شکری جمعه که قبلا در بروکلین زندگی می‌کرده، حالا به رده‌های بالای فرماندهی القاعده رسیده است و در تصمیم‌های تروریستی این گروه برای انجام عملیات تاثیرگذار است.

مقامات فدرال معتقدند که عدنان شکری جمعه 34 ساله در مقامی قرار گرفته است که در حادثه یازده سپتامبر خالد شیخ محمد، طراح این عملیات در آن قرار داشت.

منابع آگاه می‌گویند که شکری جمعه در عربستان به دنیا آمده، اما بیش از 15 سال در ایالات متحده زندگی کرده است. او قبل از نقل مکان به فلوریدا در بروکلین ساکن بوده است و پدر او امام جماعت دو مسجد در بروکلین بوده است.

ماه گذشته، نام او در یک دادخواست قضایی به عنوان یک عامل بلندپایه اعلام شد که سه نفر از ساکنان قبلی امریکا - عدیس مدونجانین، نجیب الله زازی و زرین احمدزی- را برای اقدام به یک عملیات انتحاری بمبگذاری در سیستم متروی شهری به خدمت گرفته بود.

روز گذشته مدونجانین همه اتهاماتی را که علیه او عنوان شده رد کرد و ادعا کرد بی‌گناه است. مجرم بودن زازی و احمدزی ثابت شده است و به زودی اظهارات آن‌ها درباره مدونجانین مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

اف بی ای از سال 2003 به دنبال دستگیری شکری جمعه بوده است و معتقد است او در پاکستان پنهان شده است. یک جایزه 5 میلیون دلاری برای کسانی که به دستگیری وی کمک کنند در نظر گرفته شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

وقتى اوباما دست به دامن آیت الله سیستانی مى‌شود

باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده در نامه‌ای به آیت‌الله سید علی سیستانی، در نجف اشرف از او خواسته در تشکیل حکومت دخالت کرده و به بحران موجود در عراق پایان دهد.

این خبر را مجله فارن پالسی روز جمعه 15 مرداد منتشر کرد. خبری که به گفته این مجله، منبع آن نزدیکان آیت الله سیستانی در قم هستند.

روزنامه الشرق الاوسط، این خبر را به دقت پیگیری کرده و توانسته تایید آن را از اعضای ائتلاف ملی بگیرد. نامه اوباما را نیز یکی از اعضای شیعی ائتلاف ملی تسلیم آیت الله سیستانی کرده است.

ظاهرا بعد از سفر جو بایدن به عراق که دومین سفر او طی پنج ماه گذشته محسوب می‌شد و با هدف تسریع در تشکیل حکومت با نقشه امریکا انجام شد و در آخر هم ناکام ماند، بایدن از اوباما می‌خواهد که نامه‌ای به مرجع عالی شیعی عراق بنویسد و از او بخواهد که در تشکیل حکومت عراق و حل اختلاف‌ها میان جریان‌های سیاسی دخالت کند.

به رغم این که عراق پروسه سیاسی را به صورت دموکراتیک و با توجه به تحرکات سیاسی جریان‌ها و احزاب فعال در این کشور طی می‌کند، با این حال جریان‌های سیاسی و حتی مراقبان بین‌المللی و در این جا ایالات متحده امریکا چاره‌ای نمی‌بینند که کار را با ریش سفیدی حل کنند و از فردی که بیشترین احترام را در عراق دارد و عراقی‌ها بیشترین حرف شنوی را از او دارند بخواهند که دخالت کند و برای تشکیل دولت فعال شود. حتی اگر این تقاضا مغایر با اصول سکولاریسم امریکا و جهان غرب باشد.

با توجه به گذشت تقریبا یک ماه از زمان نوشتن این نامه به نظر می‌رسد آیت الله سیستانی چندان اعتنایی به تقاضای اوباما نکرده است. چرا که در این مدت هیچ دخالتی در این زمینه نکرده و همچنان کش‌مکش‌های سیاسی عراق را در دستان بازیگران سیاسی آن رها کرده است. گرچه منابع آگاه به دیپلماسی ایرانی، خبر دادند که مرجعیت شیعی و آیت الله سیستانی به رهبران سیاسی ائتلاف‌های اصلی هشدار داده است که اگر بحران تشکیل حکومت را پایان ندهند، مرجعیت چاره‌ای نمی‌بیند که برای رعایت حال شهروندان عراقی که از محنت شدید و ضعف دستگاه اداری کشور رنج می‌برند، وارد عمل شود.

این نخستین بار نیست که امریکایی‌ها دست به دامن آیت الله سیستانی می‌شوند. پیش از این نیز بارها امریکایی‌ها و فرستادگان سازمان ملل برای حل مشکل بحران عراق دست به دامن مرجعیت شیعی نجف شده بودند.

در سال 2003 اگر آیت الله سیستانی دخالت نکرده بود، قانون اساسی‌ای نوشته می‌شد که می‌توانست عراق فعلی را غرق به جنگ داخلی بکشاند.

باز هم در همان سال حضور آیت الله سیستانی و نقش موثر او در خواباندن فتنه شیعه کشی که جریان‌های افراطی در نجف اشرف رقم زده بودند و کار به جایی رسیده بود که ارتش عراق به فرماندهی ایاد علاوی به سمتی می‌رفت که نجف را به ویرانه‌ای تبدیل کند، باعث شد تا جلوی فاجعه‌ای بزرگ در عراق گرفته شود.

در سال 2004 دخالت آیت الله سیستانی باعث شد تا ابراهیم جعفری به توصیه ایشان از پست نخست‌وزیری کنار رود. و باز هم در همان سال حضور هوشمندانه مرجعیت نجف در فاجعه تروریستی سامرا باعث شد تا عراق از یک جنگ داخلی حتمی میان شیعیان و سنی‌ها نجات یابد.

حال نیز پس از آن که تمرین دموکراسی عراقی‌ها برای تشکیل حکومت پنج ماه طول کشید و هنوز به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است و عراقی‌ها همچنان تمرین می‌کنند، امریکایی‌ها مجبور شده‌اند، فارغ از مطالبات سیاسی خود و طرح و نقشه‌هایی که برای تشکیل حکومت عراق کشیده‌اند، دست به دامن آیت الله سیستانی شوند تا شاید ایشان بتواند بحران پیش آمده را حل و فصل کند.

این بار امریکایی‌ها عجله دارند. چرا که افزایش خشونت در عراق در این برهه زمانی می‌تواند به حیثیت و آبرویی آنها به شدت لطمه وارد کند و این مسئله تا زمانی که دولت و حکومتی جدید در عراق تشکیل نشود، حل و فصل نخواهد شد. کم نیستند کسانی که می‌گویند، این بود سوغات امریکایی‌ها به عراق. کشوری که هنوز نتوانسته آب و برق خود را تامین کند، در تب تنش‌های سیاسی می‌سوزد و نام آن را دموکراسی می‌گذارند!

از سویی امریکایی‌ها می‌خواهند از عراق خارج شوند. این خروج تنها زمانی برای آنها آسان خواهد بود که حکومتی مقتدر در عراق شکل گرفته باشد. به رغم تمایل پنتاگون اوباما به هیچ عنوان مایل نیست زمان آغاز عقب‌نشینی را لحظه‌ای به تعویق بیندازد. از این رو بسیار نگرانند که دولت در عراق تشکیل نشود و زمان خروج آنها از این کشور رسیده باشد. آنها از این نگرانند که خروجشان از عراق خلائی امنیتی ایجاد کند و منافع امریکا را در عراق تحت تاثیر قرار دهد. خصوصا در آن زمان در بوق و کرنا کردن شکست امریکا آسان‌تر خواهد بود و این برای امریکایی‌ها به خصوص افکار عمومی این کشور که منتظر اعلام پیروزی ارتش امریکا در عراق است به هیچ وجه قابل قبول نیست.

هر گاه از عراقی‌ها بپرسید که چرا تشکیل دولت این قدر طول کشیده، پاسخ خواهند داد که این اتفاق در همه جا دنیا می‌افتد ما باید اختلافاتمان را پای میز مذاکرات حل و فصل کنیم تا حکومت جدید در عراق تشکیل شود. آنها این مذاکرات را که بیش از آن که مذاکره باشد، کش‌مکش سیاسی است به رقابت سیاسی تعبیر می‌کنند و این گونه توجیه می‌کنند که در حال تمرین دموکراسی هستند. گویا قرار نیست وقت تمرین به پایان برسد و زمان مسابقه آغاز شود.

عراقی‌ها هنوز نیازمند یک ریش‌سفیدند که بتواند آنها را به خودشان بیاورد و بهشان بفهماند که آقایان وقت تمرین تمام شده الآن وقت عمل است. کشور در شبه تعطیلی به سر می‌برد. کارمندهای دولت بلاتکلیفند. موسسات اقتصادی و سیاسی کشور در وضعیت بسیار بد و نابه‌سامانی به سر می‌برند. وضعیت خدمات‌رسانی به مردم در حد صفر است و خشم مردم از این همه تاخیر و عدم احساس مسئولیت روز به روز افزایش می‌یابد. در چنین فضایی ظاهرا چاره‌ای جز دخالت آیت الله سیستانی برای حل بحران نیست. ریش سفیدی که همه عراقی‌ها از شیعه و سنی به او معتقدند و او را حلال مشکلات عراق می‌دانند. جمهوریخواهان امریکا و اکنون هم دموکرات‌ها هم به این باور رسیده‌اند. به همین سبب است که اوباما چاره‌ای جز این نمی‌بیند که به آیت الله سیستانی نامه بنویسد و علی‌رغم میل باطنی‌اش از او بخواهد که در روند تشکیل دولت دخالت کند. شاید آیت الله سیستانی بتواند هم به داد عراق و هم به داد امریکا برسد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

ریشه های سیاسی تظاهرات افغان‌ها در مقابل سفارت ایران

بیش از یک هفته است که بحث تظاهرات افغان‌ها در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل برای اعتراض به اعدام چند تن از مهاجران افغان در ایران به بحثی داغ در محافل خبری منطقه تبدیل شده است.

گرچه پس از برگزاری اولین تظاهرات در هفته گذشته که بسیاری از تحلیل‌گران این موضوع را بی ارتباط با مسائل سیاسی میان ایران و افغانستان و تنها اعتراض به یکی از قوانین قضایی ایران در مورد مهاجران افغان توصیف کردند اما با ادامه این اعتراضات و شدت یافتن خشم تظاهر کنندگان در برابر سفارت ایران سوال‌ برانگیز شد.

در واکنش به این روند اعتراضی همراه با خشونت، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: "مقامات دولتی افغانستان اخبار مربوط به برخورد نا مناسب دولت ایران با مهاجران افغان را "شایعه" دانسته و آن را رد کرده‌اند. وی ضمن نسبت دادن این ماجرا به حامیان ریگی تاکید کرد که مقامات افغان "معتقدند که فشارهایی برای مخدوش ساختن روابط خوب تهران و کابل در حال انجام است."

اما پس از گذشته بیش از یک هفته از این اعتراضات و ادامه انتشار اخباری در این ارتباط می توان از زاویه سیاسی به اعتراضات افغان‌ها در برابر سفارت ایران نگاه کرد چراکه ادامه این روند غیر سیاسی بودن ماجرا و بعد اجتماعی آن را تا حدی زیر سوال می‌برد.

در نگاه سیاسی هرچند سخنگوی دستگاه دیپلماسی پشت پرده این جریانات را به حامیان جندالله مرتبط می داند اما دولت افغانستان نیز چندان غیر مسئول نیست چراکه برای برگزاری هر نوع تجمع یا اعتراضی اخذ مجوز از نهادهای داخلی به ویژه وزارت کشور افغانستان ضروری است و به این ترتیب دولت افغانستان با اطلاع و آگاهی اقدام به صدور مجوز این اعتراضات کرده است.

علاوه بر این چنانچه دولت افغانستان تحت فشار افکار عمومی خود اقدام به صدور مجوز کرده بود نیز برگزاری یک باره این تظاهرات کفایت می‌کرد در حالی که ادامه این اعتراضات به همراه افزایش میزان خشونت مردم در تظاهرات دوم نشان می‌دهد که مساله بیشتر ریشه‌های سیاسی دارد.

به نظر می رسد اینکه دولت افغانستان به معترضین اجازه داد تا در مقابل سفارت ایران در کابل دست به اعتراض بزنند نشان می‌دهد که این روند ناشی از یک تصمیم بوده و تصادفی و اتفاقی نبوده است.

از سوی دیگر همزمانی این اعتراضات با سفر آقای حامد کرزای به امریکا ابهامات مختلفی را برای تحلیل‌گران مسائل افغانستان به همراه دارد. همچنین باید توجه داشت که پس از برگزاری اولین تظاهرات اعتراضی افغان‌ها مقابل سفارت ایران، معاون وزارت خارجه افغانستان در سفر به تهران، گفت و گوهایی نیز پیرامون این موضوع با مقامات ایرانی داشت و بی تردید طرف ایرانی توضیحات لازم را ارائه کرده است. با این وجود اعتراضات در کابل متوقف نشد بلکه با خشونت بیشتر ادامه یافت.

به نظر می رسد که مجموع نشان دهنده سیاسی بودن تظاهرات افغان ها در مقابل سفارت ایران است که البته ضمن تاثیرگذاری بر روابط دوجانبه ایران و افغانستان، برگزاری و ادامه آن در آستانه سفر رئیس جمهور افغانستان به امریکا ابهام‌هایی را در ارتباط با انگیزه ‌ای صدور مجوز برای این تظاهرات ایجاد کرده است.

+ نوشته شده در  شنبه 25 اردیبهشت1389ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط محمد حاجی فر  | 

هژبر یزدانی که بود؟

هژبر یزدانی فرزند رضاقلی، در 1313 شمسی در سنگسر از توابع سمنان متولد شد.  او از جمله عناصر مهم و کلیدی در صحنه اقتصادی رژیم پهلوی بود که با حمایت بهائیان و دربار پهلوی به ثروتی مثال‌زدنی و بی‌مانند رسید. از دوران کودکی و نوجوانی وی اطلاع زیادی در دسترس است. مادر فرح پهلوی او را چنین توصیف کرده است:«هژبر یزدانی در حلقه دوستان و نزدیکان شمس پهلوی قرار داشت. من بارها، هژبر را با آن صورت گوشت‌آلود و هیکل خپله و قد کوتاه در میهمانی‌های کاخ مهر شهر دیده بودم. از نظر من، به یک کدو حلوایی شبیه بود که از طرفین آن دو زاویه به نام دست بیرون آمده باشد. به انگشتان دستش انگشتری‌های گرانبها داشت که یک فقره آن انگشتری الماس به ارزش پنج میلیون دلار بود (الماس روی این حلقه انگشتری که از الماس‌های استثنایی و جزو20 الماس بزرگ دنیا بود، در یکی از معادن الماس آفریقای جنوبی کشف شده و هژبر آن را از یک حراجی در لندن خریده بود).» هژبر تحصیلات ابتدایی خود را از کلاس اول تا پنجم در تهران در دبستان زند و کلاس ششم ابتدایی را در دبستان جمشید جم و دوره متوسطه را تا کلاس پنجم در دبیرستان فیروز بهرام و دیپلم متوسطه را با یک سال مردودی از دبیرستان مدرس اخذ کرد. پدرش گله‌داری ساده بود و مدتی هم به عنوان چریک دولتی در دوره رضاخان در خدمت ارتش بوده است.  هژبر دوبار ازدواج کرد، در سال 1331 با زنی به نام بهمنه درخشانی، که بهایی بود و ازدواج هم به رسم بهائیان انجام شد و دومی در فروردین 1345 با خانمی به اسم فاطمه جلالی عراقی که یک زن مسلمان بود ولی باز هم سند ازدواج آنان توسط بهایی‌ها صادر شد.  یزدانی صاحب سه پسر به اسامی: کیومرث، نادر و کاوه و سه دختر به نام‌های: لیلی، نسرین و کتایون بود و بخش عمده‌ای از سهام کارخانه‌ها و شرکت‌های زراعی، دامداری و صنعتی خود را در مناطق سنگسر، گرگان، زرند ساوه و تهران به نام فرزندانش کرده بود تا از پرداخت مالیات فرار کند. هژبر، مانند پدرش، کار خود را با گله‌داری در سنگسر آغاز کرد و کم‌کم با خرید دام و ازدیاد آن و کار در کشتارگاه تهران و به دست آوردن نفوذ در این محل و بهره‌گیری از حمایت بی‌دریغ بهائیان از سویی و طرفداری و حمایت دربار پهلوی (عبدالرضا، محمود‌رضا و شمس پهلوی) و جانبداری همه جانبه عبدالکریم ایادی (پزشک مخصوص شاه) و عنصر مشهور و کلیدی بهائیان در دوره پهلوی از طرف دیگر، ‌با خرید سهام کارخانه‌ها و شرکت‌های مختلف به ثروتی افسانه‌ای و بی‌مانند دست یافت. برگرفته از کتاب «هژبر یزدانی به روایت اسناد ساواک» ـ مرکز بررسی اسناد تاریخی

سایت ویکی‌پدیا درباره او می‌نویسد: هژبر یزدانی (زاده ۱۳۱۳ در سنگسر از توابع سمنان) از جمله افراد مهم و کلیدی در صحنه اقتصاد ایران قبل از انقلاب ۵۷ بود. هژبر یزدانی در کنار و به موازات دامداری، دراقسام لبنیات، فرآورده‌های گوشتی، کارخانه پشم‌بافی، صنعت روده، چرم‌سازی، کارخانه و فروشگاه زنجیره‌ای «کفش ایران»،  و کود فعالیت می‌کرد. کشت و صنعت پنبه نیز که انتهای مجموعه آن به کارخانه‌ پارچه‌بافی پاکریس در سنگسر ختم می‌شد از دیگر حیطه‌های فعالیت‌های اقتصادی بود که او با اتکا به دربار پهلوی توانسته بود از طریق آن سرمایه‌های کلانی گردآوری کند. هژبر یزدانی پس از انقلاب به کاستاریکا گریخت، و در این سال‌ها در شهر سن‌خوزه زندگی می‌کرد. او را در همان شهر به خاک می‌سپارند. او از اعضای اتاق بازرگانی ایران پیش از انقلاب بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اردیبهشت1389ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط محمد حاجی فر  |